تبلیغات
...صدای خنده های ما - مطالب هفته چهارم تیر 1392
دلم واسه نسل بعد میسوزه...

با یه مشت پدر بزرگ ابرو برداشته چیکار میکنن؟؟...

والّا..



طبقه بندی: هورام نوشت، لبخند، چرت و پرت نوشت، قهقهه نوشت، طنز نوشت، جفنگیات،
برچسب ها: خخخ..:)، طفلیا...، دل ها بسوزه...، پدربزرگ ابرو برداشته..هاع؟؟،

تاریخ : یکشنبه 30 تیر 1392 | 05:51 ب.ظ | نویسنده : هورام فاتحی | نظرات
یادش بخیر دبستان کاندیدای شورای دانش آموزی شده بودم

شعار انتخاباتیمم این بود:

"مدرسه را مختلط میکنم"



(اصن ازهمون بچگی دستم تو کار خیر بود!!)

من باید رئیس جمهور میشدم




طبقه بندی: هورام نوشت، لبخند، قهقهه نوشت، چرت و پرت نوشت، طنز نوشت، شنقل نوشت،
برچسب ها: خخخ..:)، دستم تو کار خیر بوده..، کلا فکرام بی عیب بوده..والّا..، باید رئیس جمهور بشم..نع؟؟،

تاریخ : یکشنبه 30 تیر 1392 | 05:44 ب.ظ | نویسنده : هورام فاتحی | خیر برسون...!!
تو زبون انگلیسی به مسواک میگن:براش...

به فرچه ی توالت هم میگن:براش...

من موندم اینا چجوری دلشون میاد مسواک بزنن؟؟؟





طبقه بندی: طنز نوشت، شنقل نوشت، جفنگیات، لبخند، هورام نوشت،
برچسب ها: براش یا براش؟؟، فرچه ی توالت؟؟، چجوری دلشون میاد؟؟، واه واه واه...،

تاریخ : یکشنبه 30 تیر 1392 | 05:23 ب.ظ | نویسنده : هورام فاتحی | نظر یا نظر؟؟
یارو میره فرانسه،بهش میگن:

صبحونه چی میخوری؟!؟!

میگه:کقه مقبّا با نون بق بقی...



(آباد کرد فرانسه رو والّا...)



طبقه بندی: لبخند، هورام نوشت، مشهد نوشت، قهقهه نوشت، طنز نوشت،
برچسب ها: فلانی در فرانسه..، خخخ..:)، کقه مقبا با نون بق بقی...،

تاریخ : یکشنبه 30 تیر 1392 | 05:19 ب.ظ | نویسنده : هورام فاتحی | نظق نمیذاقی؟؟
از این احساس بی زارم ...





طبقه بندی: دست نوشته، دریا نوشت، دلنوشته،

تاریخ : شنبه 29 تیر 1392 | 10:55 ب.ظ | نویسنده : دریا شیعه زاده | نظرات
بین غمگین،
ببین دلتنگ دیدارم...
ببین خوابم نمی آید،
 بیدارم...
 نگفتم تا کنون،
اما کنون بشنو:
 تورا بیش از همه کس دوست میدارم




تاریخ : شنبه 29 تیر 1392 | 10:35 ب.ظ | نویسنده : دریا شیعه زاده | نظرات

اسم بچه های نسل آینده..:

شیدا فتو آپلودیان

رضا فیسبوکچی

الهام تگ زاده

امید لایک پور

محمد ادمینیان

سپیده لایک شدگان

اردشیر اکتیونیا

زهرا ریموو نیا

سحر ریکوست پور

میر کامنت الله بلاگ زاده

رامین پیج پکیده

و امیر اکسپت نیا...!

والّا...





طبقه بندی: لبخند، هورام نوشت، دست نوشته، مشهد نوشت، جفنگیات، شنقل نوشت،
برچسب ها: خخخ..:)، بد میگم عایا؟؟، تحقیقات نشون داده...، در آینده، اسمای جدید...:)،

تاریخ : جمعه 28 تیر 1392 | 07:22 ب.ظ | نویسنده : هورام فاتحی | چی میگی؟؟

و اینگونه بود که دایناسورها منقرض شدن...

بهههلــــه؟!؟

چه حیوونای مهربونی بودن!!البت اگه یه کم حافظشون قوی بود در کنارشون یه زندگی فوق العاده عالــــــــی داشتیم...:)





طبقه بندی: لبخند، دست نوشته، هورام نوشت، شنقل نوشت، جفنگیات،
برچسب ها: طنز، زنگی در کنار دایناسورها..، خنته دار..، خخخ..:)، جالبناک..، کشفیات،

تاریخ : جمعه 28 تیر 1392 | 07:16 ب.ظ | نویسنده : هورام فاتحی | دلها بسوزه...بکوب نظرو

میگن:

مستحب اذان که تموم شد افطار کنیـــــــــد.

ولله اذان که تموم میشه ما داریم سفره رو جمع می کنیم.




طبقه بندی: لبخند، هورام نوشت، مشهد نوشت، شنقل نوشت،
برچسب ها: دهنمون سرویسه...، افطار بعد اذون؟؟؟، خخخ..:)،

تاریخ : چهارشنبه 26 تیر 1392 | 01:54 ب.ظ | نویسنده : هورام فاتحی | بذار دلمونو شاد کن...
با این روزای بلند شهر رمضان نیس که دیگــــه..!!

استان رمضانه...والّا..




طبقه بندی: هورام نوشت، لبخند، مشهد نوشت، شنقل نوشت،
برچسب ها: استان رمضان، والّا..،

تاریخ : دوشنبه 24 تیر 1392 | 03:22 ب.ظ | نویسنده : هورام فاتحی | بذار و به روزه بودنم رحم کن..
عینک نمیزد که نگن عینکیـــه

یه روز چاله ی جلوی پاش رو ندید و خورد زمیــــــن...

از اون روز به بعد چلاق صداش میزنن..!!خخخخخ


نایت اسکین



طبقه بندی: لبخند، دست نوشته، هورام نوشت، مشهد نوشت، شنقل نوشت،
برچسب ها: بدبخ..، چلاق عینکی...، باید خودشو تو افق بکشه..، بیچاره..:(، :)))،

تاریخ : دوشنبه 24 تیر 1392 | 03:12 ب.ظ | نویسنده : هورام فاتحی | بذار دیگه..
.: Weblog Themes By SlideTheme :.