تبلیغات
...صدای خنده های ما - مطالب هورام فاتحی
"توتاره تو پتو بتکن پتورم با توتا بیارتو"

یعنی چی؟؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
دستورالعمل یک مشهدی برای جمع آوری توت داخل پتو!!

(ینی ما مشدیا معرکه ایم..به افتخارمون)



طبقه بندی: لبخند، هورام نوشت، جفنگیات، شنقل نوشت، قهقهه نوشت، طنز نوشت، چرت و پرت نوشت،
برچسب ها: :)، به افتخار هرچی مشهدیه...، توتاره بتکن، خخخ:)،

تاریخ : یکشنبه 22 تیر 1393 | 11:32 ق.ظ | نویسنده : هورام فاتحی | اینجه نظر بذرن..
تازگیا انتخاب بین بد و بدتر که نیس....

بین عن و عن تره...
.
.
.
.
والّا




طبقه بندی: لبخند، هورام نوشت، جفنگیات، فیض بوک نوشت، طنز نوشت، قهقهه نوشت، چرت و پرت نوشت،
برچسب ها: خخخ، تازگیا، همینه فعلا..، چی بگم والا..منم خل شدم،

تاریخ : یکشنبه 22 تیر 1393 | 11:29 ق.ظ | نویسنده : هورام فاتحی | نظرات
تبلیغات در پاکستان:

کلاس کجا ثبت نام کنم؟؟

منفجران فجیر

کجا؟

منفجران فجیر

چی؟؟

منفجران فجیر

تلفن:انفجار ،2تا بمب...







طبقه بندی: لبخند، هورام نوشت، دست نوشته، جفنگیات، شنقل نوشت، طنز نوشت، فیض بوک نوشت، قهقهه نوشت، چرت و پرت نوشت،
برچسب ها: منفجران فجیر..، خخخ:))، انفجار دو نا بمب، چی؟؟؟، کجا؟؟؟،

تاریخ : سه شنبه 3 دی 1392 | 01:56 ب.ظ | نویسنده : هورام فاتحی | نظرات
متداول ترین سوالی که پسرا از دبیر دینیشون می پرسیدن...:
آقا صیغه ی محرمیت رو خودمونم می تونیم بخونیم؟؟؟
ینی ولله شماها معرکه اید..:)))





طبقه بندی: لبخند، دست نوشته، هورام نوشت، مشهد نوشت، شنقل نوشت، جفنگیات، طنز نوشت، فیض بوک نوشت، ضد پسر، چرت و پرت نوشت، قهقهه نوشت،
برچسب ها: والا..، خخخ:))، دروغ میگم؟؟،

تاریخ : سه شنبه 3 دی 1392 | 01:51 ب.ظ | نویسنده : هورام فاتحی | نظرات
بینیش بینیم دریا جوجو....

بجون خودم سنشونم قد نمیده ها...هم فقط میگن:6 تاییا 6 تاییا...
خُنُکا...
چیز جدید یاد ندارین؟؟افتخار جدید چی دارین؟؟
بله عاقا پرسپولیس قهرمان میشه اگه جدول برعکس بشه..خخخ


جمعی در بیابانی نشسته بودند که گروهی را باد برد..مریدان فریاد برآوردند یا شیخ:چرا آنها را باد با خود برد؟شیخ جواب داد:چون آنها استقلالی بودند..گفتند یا شیخ پس ما چون قوی هستیم باد مارا نبرد؟؟شیخ فرمود:خیر چون شما پرسپولیسی هستید و سوراخ..باد از شما عبور میکند...خخخخ

بزن به افتخار اس اس آسیا..




طبقه بندی: هورام نوشت، ورزش نوشت، فیض بوک نوشت، طنز نوشت، چرت و پرت نوشت،
برچسب ها: اس اس آسیا، کف مرتب به افتخار استقلال، اگه جدول برعکس بشه، خخخ:)،

تاریخ : سه شنبه 3 دی 1392 | 01:43 ب.ظ | نویسنده : هورام فاتحی | نظر بده..زود
یکی از رفقا بهم پیام داده بود که هم اکنون صدای پرسپولیس رو از صدر جدول می شنوین؟!؟!
.
.
.
.
جای شما خالی جواب دادیم یه فوت بکن توو میکروفن که توی این چندسال حسابی گرد و خاک گرفته...


طفلی نمیدونم کوجا رفت و دیگه جوابمو نداد..؟!؟



طبقه بندی: دست نوشته، هورام نوشت، چرت و پرت نوشت، قهقهه نوشت، شنقل نوشت، جفنگیات، طنز نوشت، ورزش نوشت،
برچسب ها: اس اس همیشه قهرمان...، پرسپولیس بره افق یه دوری بزنه و برگرده..، عاقا جو نگیرتتون اون بالا..:)، تیمی که از رشت بخوره به درد بوووووووق میخوره..!!،

تاریخ : یکشنبه 3 آذر 1392 | 02:39 ب.ظ | نویسنده : هورام فاتحی | بزن به افتخار اس اس

اولین شکست عشقیمو تو بچگی خوردم...

یه جوجه داشتم اسمش عاقا چنگیز بود،بزرگ که شد؛دیدم مرغــــــــه...

ینی کمرم خم شدا...

 

نخند این یه داستان تلخ عشقیه..میگم نخند..




طبقه بندی: لبخند، هورام نوشت، دلنوشته، جفنگیات، چرت و پرت نوشت، قهقهه نوشت، غم نوشت،
برچسب ها: نخند میگم...، داستان تلخ عشقی، اولین شکست عشقی، عاقا چنگیز..، عه این که مرغه..؟!!؟،

تاریخ : سه شنبه 28 آبان 1392 | 12:58 ب.ظ | نویسنده : هورام فاتحی | نظرات
خنده  بر هر درد بی درمان دواست...
غیر از..؟؟؟

غیر از..؟؟

غیر از...؟؟

غیر از    اسهــــــــــــال..:)))


(من نمیگم ها،دانشمندا میگن)



طبقه بندی: لبخند، هورام نوشت، شنقل نوشت، جفنگیات، قهقهه نوشت، چرت و پرت نوشت،
برچسب ها: دانشمندا گفتن...، واسه همه چیز خوبه الا این..، تحقیقات میدانی گفته..، خخخ، آی بخنتن..:)،

تاریخ : سه شنبه 28 آبان 1392 | 12:51 ب.ظ | نویسنده : هورام فاتحی | نظرات
اگه ندری ماکارونی می دادن...
سر "ته دیگش"
یه واقعه ی دیگه راه مینداختن ملّت..:)))

عاقا غیر اینه؟؟



طبقه بندی: لبخند، هورام نوشت، جفنگیات، شنقل نوشت، قهقهه نوشت، طنز نوشت،
برچسب ها: دروغ میگم؟؟، غیر اینه ملت همیشه در صحنه؟؟، والا...:))، فک کن چی بشه..:)))،

تاریخ : سه شنبه 28 آبان 1392 | 12:48 ب.ظ | نویسنده : هورام فاتحی | نظرات

دخدر خانومی که برنزه کردی

.

.

لدفن ساپورت قرمز نپوش جانم که عینهو انبردست میشی...


 




طبقه بندی: لبخند، هورام نوشت، جفنگیات، شنقل نوشت، فیض بوک نوشت، طنز نوشت، قهقهه نوشت،
برچسب ها: خخخ...، مراعات مارو هم بکن، مردیم از خنده..، ینی آخرشی..، انبردست؟؟خخخ..،

تاریخ : سه شنبه 28 آبان 1392 | 12:46 ب.ظ | نویسنده : هورام فاتحی | نظرات
یا ایها الوبلاگیووون....

رفتارتان را طوری تنظیم کنید که تاوانش را عمه تان ندهد...

یکی از عالم های سوخته دل..:|



طبقه بندی: لبخند، هورام نوشت، جفنگیات، شنقل نوشت، طنز نوشت،
برچسب ها: عمه جان..، مراقب رفتارتون باشین..، عالم سوخته دل..، یا ایهاالوبلاگیون..،

تاریخ : سه شنبه 28 آبان 1392 | 12:43 ب.ظ | نویسنده : هورام فاتحی | نظرات

ملّت شیکارچی رفتن بخدا....

(به لهجه ی شیرین مشهدی خوانده شود)

امروز رفته بودم بیمارستان بره آزمایش و ازی جور چیزا...

جونوم براتان بگه که هم سوار اتوبوس رفتم البته با زور؛

شنیدم تق مثه که مهره ی چار و پنج کمرم جابجا رف..ازبس فشار نابجا به آدم میرن...

عاقا با او حال نذارمان واستده بودم تو اتوبوس که خودتان مدنن؛شانسم ندرُم،ای دماغمان رف زیر بغل یک از خدا بیخبری...

همونجه نصف موهام ریخت والا خاله جان...از جلسه ی دیگه باید بره شیمی درمانیم بُرُم..!

خلاصه سرت درد نیرُم:پس از عملیات نجات...نیگا کردم دیدم عه؟چیشمای همه برق مزنه...

ملّت دندون تیز کرده بودن بره یک صندلی که مخواست تازه خالی بره...دقت که درن؟؟مخواس خالی بره...

یک  دخدر جوونه بود که یکهو ورخاست همه هجوم بردن سمتش..ایَـم دست کرد توو جیبشو گوشیشه درآورد و دوباره نشست

آی دماغای اینا سوخت...آی مو کیف کردم؟؟

عجب صحنه ی خفندی بود...جای همتان خالی..

نیشخند




طبقه بندی: لبخند، هورام نوشت، مشهد نوشت، جفنگیات، شنقل نوشت، طنز نوشت، چرت و پرت نوشت،
برچسب ها: والا بخدا، ملت شیکارچی..، نمدنی چه اوضاعی بود..، خخخ..، ینی دمش گرم،

تاریخ : سه شنبه 28 آبان 1392 | 12:41 ب.ظ | نویسنده : هورام فاتحی | نظر بده..نظر زور بده
شب: نمی خوام بخوابم...
صبح:نمی خوام بلند شم...

شمام همینطوزین عایا؟؟



طبقه بندی: هورام نوشت، لبخند، مشهد نوشت، جفنگیات،
برچسب ها: هاع؟؟، خخخ، سواال؟؟،

تاریخ : سه شنبه 28 آبان 1392 | 12:31 ب.ظ | نویسنده : هورام فاتحی | نظرات
درسته ته ریش آدم رو جذاب میکنه

ولی به بعضی ازین دخدر دبیرستانیا اصلا نمیاددد:)))



طبقه بندی: چرت و پرت نوشت، قهقهه نوشت، فیض بوک نوشت، جفنگیات، هورام نوشت، لبخند،
برچسب ها: خخخ..:)، ته ریش، طنز، فکر کن یه لحظه...،

تاریخ : سه شنبه 2 مهر 1392 | 12:01 ق.ظ | نویسنده : هورام فاتحی | نظرات

پسرا کارشون به جایی نرسه کفش تق تقی بپوشن؛

صـــــلوات!!




طبقه بندی: ضد پسر، چرت و پرت نوشت، قهقهه نوشت، فیض بوک نوشت، شنقل نوشت، جفنگیات، هورام نوشت، لبخند،
برچسب ها: خخخ..:)، صلوات، دوم تر ختم کن..:)))، کفش تق تقی، خدایا خودت رحم کن..:0،

تاریخ : دوشنبه 1 مهر 1392 | 11:41 ب.ظ | نویسنده : هورام فاتحی | نظرات
به بعضی ازین دخدرا هم باس بگی؛

یه کم صورت روو آرایشت مونده...خخخخخ...:)))






طبقه بندی: لبخند، هورام نوشت، جفنگیات، شنقل نوشت، طنز نوشت، قهقهه نوشت،
برچسب ها: خخخ..:)، یه کم صورت مونده..، هه..هه..هه..، بیخیال..:)،

تاریخ : دوشنبه 25 شهریور 1392 | 02:52 ب.ظ | نویسنده : هورام فاتحی | بکوب نظرو...
خانومه ناراحت توی تاکسی نشسته بود یه دفعه زد زیر گریه....:(

گفتم:خانوم مشکلی پیش اومده؟؟؟

برگشته میگه:به فاصله ی چندروز هم شوهرم بهم خیانت کرد هم دوست پسرم..!!

چنان تحت تاثیر صداقتش قرار گرفتم اشک توو چشمام جمع شد..:|



طبقه بندی: لبخند، هورام نوشت، طنز نوشت، شنقل نوشت، جفنگیات، قهقهه نوشت، چرت و پرت نوشت،
برچسب ها: خخخ..:)، آخـــــــــی...، چی بگم والا؟؟،

تاریخ : دوشنبه 25 شهریور 1392 | 02:32 ب.ظ | نویسنده : هورام فاتحی | اینجا باید نظر بذاری بنظرم..نع؟؟؟
به سه تا دوست دخدر نیازمندیم...

یکی واسه تتلو که بذاره لباساشو از پشت ببنده....

یکی واسه این طفل معصوم آرمین 2AFM که باهاش قهر نکنه و هی بذاره بره...

یکیم واسه این مجید خراطها که یکم بهش محبت کنه تا اینم افسردگی نگیره...


خخخخ...:)))



طبقه بندی: قهقهه نوشت، طنز نوشت، شنقل نوشت، جفنگیات، هورام نوشت، لبخند،
برچسب ها: خخخ..:)، والا..، دوس دخدر..، آرمین و امیر و مجید..:))،

تاریخ : دوشنبه 25 شهریور 1392 | 01:58 ب.ظ | نویسنده : هورام فاتحی | زود بذار...
من توو تولید این جوجه تیغیا موندم...:0

خو لامصّب سولاخ سولاخ مشهه که...:)))))

والّا...غیر اینه؟؟



طبقه بندی: لبخند، هورام نوشت، قهقهه نوشت، طنز نوشت، شنقل نوشت، جفنگیات،
برچسب ها: خخخ..:)، طنزنوشته، والّا...، عاقا غیر اینه؟؟؟، طنز،

تاریخ : چهارشنبه 13 شهریور 1392 | 10:02 ق.ظ | نویسنده : هورام فاتحی | نظرات
تاریخ : دوشنبه 4 شهریور 1392 | 09:40 ب.ظ | نویسنده : هورام فاتحی | بذار جهت شادی روحم..
بچه ها...اگه کسی بخواد مسخرشو در بیاره..منم

مسخرمو در میارمااااااا.....:))

--------------------------------------
پ.ن:شرایط جوی بد روم تاثیر گذاشته..:)))
پ.ن:رفقا هم نمیدونم رفتن کدوم قطعه؟؟
پ.ن:لواشکم میخـــــوام...:×



طبقه بندی: لبخند، هورام نوشت، جفنگیات، شنقل نوشت، طنز نوشت، قهقهه نوشت، چرت و پرت نوشت،
برچسب ها: مسخرتو در نیار...، مسخرمو درمیارمااا..:))، گفته باشم..، خخخ..:)،

تاریخ : دوشنبه 4 شهریور 1392 | 09:35 ب.ظ | نویسنده : هورام فاتحی | مسخرتو دربیار ببینم...خخخ
دختره اومده تو مغازه دستشو گذاشته رو پفک

میگه:آقا از این پفکا دارین؟؟؟

فروشنده هم یه جوونی بود گفت:نه عزیزم؛تموم کردیم...

اونم رفت بیرون...!!!
---------------------------------------------------
{رانی هلو وا کنین فشارم افتاده...}

خخخخخخخخخخخ...:)))



طبقه بندی: لبخند، هورام نوشت، چرت و پرت نوشت، قهقهه نوشت، شنقل نوشت، جفنگیات،
برچسب ها: خدایا عظمتتو شکر...، این چی بود دیگه؟؟؟، این دخدره واقعی بود عایا؟؟؟، رانی هلو وا کنین فشارم افتاده..:)))، خخخ..:)،

تاریخ : دوشنبه 4 شهریور 1392 | 09:01 ب.ظ | نویسنده : هورام فاتحی | رانی وا کن...:)
شلوار ساپــــــــورت پلنگی مد نشه

صــــــــــــلــــوات



طبقه بندی: لبخند، هورام نوشت، چرت و پرت نوشت، قهقهه نوشت، طنز نوشت،
برچسب ها: صلوات، ساپورت پلنگی..، خدا به دادمون برسه..، بوگو الهی آمین،

تاریخ : پنجشنبه 31 مرداد 1392 | 08:50 ب.ظ | نویسنده : هورام فاتحی | صلوات
عاقـــــــــــــــا من اوّل یه گولّه ی نمک بودم بعد

دست و پا در آوردم...


خخخخخ....:))))



بقول بچه ی یکی از اقوام دور:

{مو چه بامزّه یم..}




طبقه بندی: لبخند، هورام نوشت، دست نوشته، جفنگیات، شنقل نوشت، طنز نوشت، قهقهه نوشت، چرت و پرت نوشت،
برچسب ها: خخخ..:)، هورام گولّه ی نمک..، والّا...، انا نیگا کن..:)، مو چه بامزّه یم..،

تاریخ : چهارشنبه 30 مرداد 1392 | 05:05 ب.ظ | نویسنده : هورام فاتحی | بقول دریا؛اظهار فضل..
تاریخ : چهارشنبه 30 مرداد 1392 | 04:48 ب.ظ | نویسنده : هورام فاتحی | بقول دریا؛اظهار فضل..خخخ]]:)))
عاقا ما یه برادرزاده داریم دهه هشتادیه لامصب...گودزیلای گودزیلا...

امروز اومده میگه:عمه جون بیا باهم بازی کنیم!!منم قبول کردم

{بازی همون نون بیار کباب ببر خودمونه}

بازی شروع میشه برادرزاده ی گرام میفرماین:عمه یه چیزی بیار کباب ببر...نه نه..نون و برنج بیار کباب ببر...برو برام کباب بخر...

دقت فرمودین که؟!؟!؟

ینی تا یه ساعت هلی کوپتری میزدم...




طبقه بندی: لبخند، هورام نوشت، جفنگیات، شنقل نوشت، طنز نوشت، قهقهه نوشت،
برچسب ها: خخخ..:)، هلی کوفتری...، برنج بیار کبابم بیار..، نون ببر کباب بیار..، گودزیلای عمه:))،

تاریخ : چهارشنبه 30 مرداد 1392 | 04:35 ب.ظ | نویسنده : هورام فاتحی | دلها بسوزه...بکوب نظرو
چغندر من دو روز نیومدم ازت سر بزنم عایا این رسم است که با همسر یک یگان ویژه ای در بیفتی؟؟؟؟

هـــــــــــــــاع؟؟؟

از جانت سیر شده ای عایا؟؟؟
------------------------------------------------------
اگه راست مگی کو خودتم به آرزوت برس..خخخخخخ

برچسب ها: خخخ..:)، رفیق نارفیق...، چغندر، همسر یگان ویژه ای...،

تاریخ : چهارشنبه 30 مرداد 1392 | 12:45 ب.ظ | نویسنده : هورام فاتحی | هنّاق بگیری رفیق..
در تاکسی یا بسته نمیشه

یا جوری بسته میشه که راننده تاکسی یه سفر ماه عسل با عمه مون میره و برمیگرده...

اصن یه وضیه...:)))



طبقه بندی: لبخند، هورام نوشت، جفنگیات، شنقل نوشت، قهقهه نوشت، طنز نوشت،
برچسب ها: خخخ..:)، در تاکسی، والّا..، میخندی؟؟؟،

تاریخ : جمعه 25 مرداد 1392 | 08:37 ب.ظ | نویسنده : هورام فاتحی | نظرات
تاریخ : جمعه 25 مرداد 1392 | 08:34 ب.ظ | نویسنده : هورام فاتحی | نظرات
فیلسوف جلیل القدری می فرماید:

دانی که کف دست از چه بی موست...؟؟

زیرا...

که کف دست مو ندارد

روانی هم خودتـــــــــــی....:)



طبقه بندی: لبخند، هورام نوشت، جفنگیات، شنقل نوشت، قهقهه نوشت، چرت و پرت نوشت،
برچسب ها: فیلسوف کوجایی...، فیلسوف یه جایی...، فیلسوف اونجایی...،

تاریخ : جمعه 25 مرداد 1392 | 07:42 ب.ظ | نویسنده : هورام فاتحی | خدا قهرش نمیاد یه نظر بذاری..:)
تعداد کل صفحات : 3 :: 1 2 3
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.