تبلیغات
...صدای خنده های ما - مطالب مشهد نوشت
متداول ترین سوالی که پسرا از دبیر دینیشون می پرسیدن...:
آقا صیغه ی محرمیت رو خودمونم می تونیم بخونیم؟؟؟
ینی ولله شماها معرکه اید..:)))





طبقه بندی: لبخند، دست نوشته، هورام نوشت، مشهد نوشت، شنقل نوشت، جفنگیات، طنز نوشت، فیض بوک نوشت، ضد پسر، چرت و پرت نوشت، قهقهه نوشت،
برچسب ها: والا..، خخخ:))، دروغ میگم؟؟،

تاریخ : سه شنبه 3 دی 1392 | 01:51 ب.ظ | نویسنده : هورام فاتحی | نظرات

ملّت شیکارچی رفتن بخدا....

(به لهجه ی شیرین مشهدی خوانده شود)

امروز رفته بودم بیمارستان بره آزمایش و ازی جور چیزا...

جونوم براتان بگه که هم سوار اتوبوس رفتم البته با زور؛

شنیدم تق مثه که مهره ی چار و پنج کمرم جابجا رف..ازبس فشار نابجا به آدم میرن...

عاقا با او حال نذارمان واستده بودم تو اتوبوس که خودتان مدنن؛شانسم ندرُم،ای دماغمان رف زیر بغل یک از خدا بیخبری...

همونجه نصف موهام ریخت والا خاله جان...از جلسه ی دیگه باید بره شیمی درمانیم بُرُم..!

خلاصه سرت درد نیرُم:پس از عملیات نجات...نیگا کردم دیدم عه؟چیشمای همه برق مزنه...

ملّت دندون تیز کرده بودن بره یک صندلی که مخواست تازه خالی بره...دقت که درن؟؟مخواس خالی بره...

یک  دخدر جوونه بود که یکهو ورخاست همه هجوم بردن سمتش..ایَـم دست کرد توو جیبشو گوشیشه درآورد و دوباره نشست

آی دماغای اینا سوخت...آی مو کیف کردم؟؟

عجب صحنه ی خفندی بود...جای همتان خالی..

نیشخند




طبقه بندی: لبخند، هورام نوشت، مشهد نوشت، جفنگیات، شنقل نوشت، طنز نوشت، چرت و پرت نوشت،
برچسب ها: والا بخدا، ملت شیکارچی..، نمدنی چه اوضاعی بود..، خخخ..، ینی دمش گرم،

تاریخ : سه شنبه 28 آبان 1392 | 12:41 ب.ظ | نویسنده : هورام فاتحی | نظر بده..نظر زور بده
شب: نمی خوام بخوابم...
صبح:نمی خوام بلند شم...

شمام همینطوزین عایا؟؟



طبقه بندی: هورام نوشت، لبخند، مشهد نوشت، جفنگیات،
برچسب ها: هاع؟؟، خخخ، سواال؟؟،

تاریخ : سه شنبه 28 آبان 1392 | 12:31 ب.ظ | نویسنده : هورام فاتحی | نظرات
تاریخ : دوشنبه 4 شهریور 1392 | 09:40 ب.ظ | نویسنده : هورام فاتحی | بذار جهت شادی روحم..

خوش بر کسی که سفره نشین خدا بود

از هرچه غیر خواسته ی او ،گر جدا بود

درب کلاس خدا چون گشوده شد

خوش بر مطلبی که قبول انتها بود

 

"عیدفطر پیشاپیش مبارک"

-----------------------------------------------------------------------------

پ.ن1:صد شوق که این آمد و صد حیف که آن رفت

پ.ن2:خداییش به من سخت گذشت ولی بازم خوب دووم آوردیم..:)

پ.ن3:رفقا هرکی زنده مونده یه نظر بذاره

پ.ن4:امیدوارم تغییر و تحولات اساسی دیده باشیم

پ.ن5:طاعات و عباداتتون قبول درگاه حق تعالی..

پ.ن6:مراقب خورد و خوراکتونم باشیننایت اسکیننایت اسکین

پ.ن7:اصن دلم میخواد همش پ.ن بذارم خب چیه؟؟



طبقه بندی: لبخند، مناسبت نوشت، عید نوشت، مشهد نوشت، هورام نوشت،
برچسب ها: عیدانه، صد حیف که آن رفت، خداحافظ ماه عزیز..،

تاریخ : چهارشنبه 16 مرداد 1392 | 03:04 ق.ظ | نویسنده : هورام فاتحی | عیدی بده
با این روزای بلند شهر رمضان نیس که دیگــــه..!!

استان رمضانه...والّا..




طبقه بندی: هورام نوشت، لبخند، مشهد نوشت، شنقل نوشت،
برچسب ها: استان رمضان، والّا..،

تاریخ : دوشنبه 24 تیر 1392 | 03:22 ب.ظ | نویسنده : هورام فاتحی | بذار و به روزه بودنم رحم کن..
عینک نمیزد که نگن عینکیـــه

یه روز چاله ی جلوی پاش رو ندید و خورد زمیــــــن...

از اون روز به بعد چلاق صداش میزنن..!!خخخخخ


نایت اسکین



طبقه بندی: لبخند، دست نوشته، هورام نوشت، مشهد نوشت، شنقل نوشت،
برچسب ها: بدبخ..، چلاق عینکی...، باید خودشو تو افق بکشه..، بیچاره..:(، :)))،

تاریخ : دوشنبه 24 تیر 1392 | 03:12 ب.ظ | نویسنده : هورام فاتحی | بذار دیگه..
می دونی خدا وقتی دوّمین آفریقایی رو خلق کرد چی گفت؟؟؟
.
.
.
اه..اینم که سوخت..!؟!؟

نایت اسکین




طبقه بندی: لبخند، هورام نوشت، مشهد نوشت، شنقل نوشت،
برچسب ها: دومیشم سوخت...، ای بابا..؟!؟، میدونی؟؟، خخخخ..:))،

تاریخ : جمعه 7 تیر 1392 | 09:52 ق.ظ | نویسنده : هورام فاتحی | نظرت چیه؟؟
دختر همسایمون اسمش "طلا"ست...

توی "نقره"فروشی کار میکنه...

تازگیا رفته "برنزه" کرده..

فک کنم آخر با "مسی" ازدواج کنه...:)))




نایت اسکین



طبقه بندی: لبخند، دست نوشته، هورام نوشت، مشهد نوشت،
برچسب ها: طلا خانوم..، چه چیزا؟؟، خخخخ:)))، عجبا..؟؟؟،

تاریخ : چهارشنبه 5 تیر 1392 | 02:36 ق.ظ | نویسنده : هورام فاتحی | نظرت چیه؟؟
ملّت چه بیکارن ها...!

یکی مزاحم میشد،هی اس هی زنگ...جواب نمیدادم که بیخیال شه...!!

دیگه تماس نگرف

بعد چندروز اس داده؛

ببخشید من چنروز مزاحمتون نشدم کار داشتم

دستم بند بود،شرمنده،چه خبـــــــــــــــــــر؟؟؟؟

باد اینو کجا محوش کرد؟؟؟توی چه زاویه ای؟؟:D


نایت اسکین



طبقه بندی: لبخند، هورام نوشت، مشهد نوشت، شنقل نوشت،
برچسب ها: ملت بیکار..، بیکارالدّوله..، مزاحمم، مزاحمای قدیم!، آدم تو خلقتش میمونه..،

تاریخ : چهارشنبه 5 تیر 1392 | 01:55 ق.ظ | نویسنده : هورام فاتحی | نظرات
دخدران دم بختی که به علّت تورم و اوضاع نابسامان اقتصادی در خانه مانده ایـــــــد؛

راهیان نور برای شما برنامه ی ویژه ای دارد...:))



طبقه بندی: لبخند، دست نوشته، هورام نوشت، مشهد نوشت، جفنگیات،
برچسب ها: دخدران دم بخت، برنامه ی ویژه...، راهیان نور برای...:)))، خخخخ:)))،

تاریخ : چهارشنبه 5 تیر 1392 | 01:46 ق.ظ | نویسنده : هورام فاتحی | لطف شما..
اینکه سر مربی کره میگه:ایرانو 4 تا می زنیم و اشک نکونامو درمیاریم...
مثل اینه که...

آمریکا فیلم تاریخی بسازه...

عربستان از خلیج فارس دم بزنه...

تیم محل ما بره لیگ برتر...

و من پست علمی بنویسم...خخخ


"بهههله دریا جان که گفتن....داریم میریم برزیل...داریم میریم برزیل..."



طبقه بندی: لبخند، هورام نوشت، مشهد نوشت، جفنگیات،
برچسب ها: رفتیم جام جهانی..، سلام برزیل، ایول برو بچ،

تاریخ : چهارشنبه 29 خرداد 1392 | 11:30 ب.ظ | نویسنده : هورام فاتحی | نظرات
آهای اونایی که فرت و فرت پست میذارین و کمپوت آلبالو واسه دوستتون نمی برین! ....... ایشالا خر گازتون بیگیره!


------------------------------------------------------------------------------------------

برزیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــل ما داریم میایم!

به افتخار بروبچه های تیم ملی




طبقه بندی: شنقل نوشت، جفنگیات، ورزش نوشت، مشهد نوشت، دریا نوشت، لبخند،

تاریخ : چهارشنبه 29 خرداد 1392 | 12:44 ق.ظ | نویسنده : دریا شیعه زاده | بکوب نظرو!
تلویزیون داره میگه:

جوونا باید مشیر زندگیشونو مشخص کنن تا موفق بشن...

یهو مامانم برگشته میگه؛مسیرشون مشخصه دیگه!!!

اینترنت....آشپزخونه...    :)))

اینترنت....دستشویی...   :)))

اینترنت....تخت خواب..!؟!؟
-----------------------------------------------------
چه دل پری داریه مامانم...همچی پر بیراهم نمیگه ها...!!
خیر سرم کنکور دارم   :)))
مهندسی پزشکی رو آوردم ها...:|




طبقه بندی: لبخند، دست نوشته، هورام نوشت، مشهد نوشت، جفنگیات، شنقل نوشت،
برچسب ها: مسیر زندگی جوانان..، اینترنت ..شهدا...دو نفر...، مامانه ما داریم..؟؟؟عایا؟؟،

تاریخ : چهارشنبه 22 خرداد 1392 | 06:07 ب.ظ | نویسنده : هورام فاتحی | کَرَمه تو عشقه...
یه بار ما یه هندونه خوردیم

در حدّی که کم مونده بود پوستش سوراخ شه؛

فرداش رفتگر محلمون در زد و گفت؛

اگه دیگه با این پوست هندونه کاری ندارین من ببرمش...:|||

-----------------------------------------------------------------------------------
چه خب چرا اونجوری نیگا میکنین؟؟همه خاصیت هندونه تو پوستشه...خخخخ..:))



طبقه بندی: لبخند، دست نوشته، هورام نوشت، مشهد نوشت، جفنگیات،
برچسب ها: هندونه..، رفتگر زحمت کش و هندونه ما، استفاده بهینه..، خل و چل نوشت،

تاریخ : چهارشنبه 22 خرداد 1392 | 05:48 ب.ظ | نویسنده : هورام فاتحی | تو هم یه کم خاصیت داشته باش...
دوم راهنمایی وقتی معلّم زبان میومد سر کلاس؛همه دانش آموزا..:

hello teacher...how are you?im fine thank you..and you

کلا خودمون جواب خودمون رو میدادیم!!     :D

معلم هم دچار خلأ مغزی میشد...     :D

و ما هم سرشار از ذوق که عالم زبان شدیم...    :)))



طبقه بندی: لبخند، دست نوشته، هورام نوشت، مشهد نوشت، جفنگیات،
برچسب ها: دوم راهنمایی و ...، عالمان زبان، خوددرگیری...، بههههللللله...، یادش بخیر عجب...بودیم ها...،

تاریخ : چهارشنبه 22 خرداد 1392 | 05:19 ب.ظ | نویسنده : هورام فاتحی | بقول دریا؛اظهار فضل..خخخ]]:)))
نامه ی عذر خواهی یارو به دوست دخترش...:

خاک تو سر من کنن که گ..زمو میتونم نگه دارم ولی تو رو نتونستم نگه دارم!!!

---------------------------------------------------------------------------------------
پ.ن:واقعا تامل برانگیز بود،نَـــع؟؟؟
پ.ن:دریا کجایی؟؟؟؟معلوم هس؟؟؟



طبقه بندی: هورام نوشت، لبخند، مشهد نوشت، شنقل نوشت، جفنگیات،
برچسب ها: نامه، عذرخواهی به شیوه یارو...، خخخخ...:)))،

تاریخ : چهارشنبه 15 خرداد 1392 | 07:21 ب.ظ | نویسنده : هورام فاتحی | هرکی نظر نذاره......
آرزوهای من خیلی بی حیان..؛هیچکدومشون جامه ی عمل نمیپوشن...خیلی بی ادبن!!

کثاااافطااااااا


کسااافتاااااا


کصااافتااااااا


کسااافطااااا


کثاااافتاااااااا


:((((((



طبقه بندی: لبخند، دلنوشته، هورام نوشت، مشهد نوشت، جفنگیات،
برچسب ها: من بیچاره:|، آرزوهای بی ادب، جامه عمل...، :(((((،

تاریخ : یکشنبه 12 خرداد 1392 | 01:48 ق.ظ | نویسنده : هورام فاتحی | بذار دیگه..
إسهَلوا یا أیُّها الَّذینَ لا کامِنتو..

اسهال بگیرید ای کسانی که کامنت نمی گذارید!!

:))))





طبقه بندی: لبخند، دست نوشته، هورام نوشت، مشهد نوشت، جفنگیات،
برچسب ها: همینه که هست..، اسهال بگیری اگه نظر نذاری..، خخخ...:)))،

تاریخ : یکشنبه 12 خرداد 1392 | 01:38 ق.ظ | نویسنده : هورام فاتحی | اسهال بگیری اگه نظر نذاری


این اگه ادامه تحصیل داده بود قطعا از خلاقیتش جای دیگه استفاده میکرد..

خدایا ما با کیا شدیم 75 میلیون؟؟؟؟


:(((




طبقه بندی: لبخند، هورام نوشت، مشهد نوشت، جفنگیات،
برچسب ها: خلاقیّت..، مخزن استعداد، مغزهای ایرانی..، بــَـــــله...،

تاریخ : یکشنبه 12 خرداد 1392 | 01:30 ق.ظ | نویسنده : هورام فاتحی | بده در راه خُدا...
لقمان مظنون به نگهداری مواد مخدر میشه..
پلیس میریزه تو خونش؛موادهارو پیدا میکنن،ازش میپرسن:مواد رو از کی گرفتی؟؟؟
جوابب داد:   " از بی ادبان "
.
.
.
.
هیچّی دیگه،الآن بی ادبان دارن آب خنک میخورن!!!
----------------------------------------------------------------------
پ.ن:خدارو شکر این بی ادبان رو هم گرفتن دیگه کسی حرف بی ادبی به لقمان یاد نمیده : |




طبقه بندی: لبخند، هورام نوشت، مشهد نوشت، جفنگیات،
برچسب ها: خخخخ..:))، بی ادبانم به سزای عملشون رسیدن...، بی ادبان در حبس...، عملیات 11،

تاریخ : یکشنبه 12 خرداد 1392 | 01:17 ق.ظ | نویسنده : هورام فاتحی | خیرات روح لقمان رنج کشیده
یارو میره فرانسه،بهش میگن:

صبحونه چی میخوری؟!؟!

میگه:کقه مقبّا با نون بق بقی...



(آباد کرد فرانسه رو والّا...)



طبقه بندی: لبخند، هورام نوشت، مشهد نوشت، قهقهه نوشت، طنز نوشت،
برچسب ها: فلانی در فرانسه..، خخخ..:)، کقه مقبا با نون بق بقی...،

تاریخ : یکشنبه 30 تیر 1392 | 05:19 ب.ظ | نویسنده : هورام فاتحی | نظق نمیذاقی؟؟

اسم بچه های نسل آینده..:

شیدا فتو آپلودیان

رضا فیسبوکچی

الهام تگ زاده

امید لایک پور

محمد ادمینیان

سپیده لایک شدگان

اردشیر اکتیونیا

زهرا ریموو نیا

سحر ریکوست پور

میر کامنت الله بلاگ زاده

رامین پیج پکیده

و امیر اکسپت نیا...!

والّا...





طبقه بندی: لبخند، هورام نوشت، دست نوشته، مشهد نوشت، جفنگیات، شنقل نوشت،
برچسب ها: خخخ..:)، بد میگم عایا؟؟، تحقیقات نشون داده...، در آینده، اسمای جدید...:)،

تاریخ : جمعه 28 تیر 1392 | 07:22 ب.ظ | نویسنده : هورام فاتحی | چی میگی؟؟

میگن:

مستحب اذان که تموم شد افطار کنیـــــــــد.

ولله اذان که تموم میشه ما داریم سفره رو جمع می کنیم.




طبقه بندی: لبخند، هورام نوشت، مشهد نوشت، شنقل نوشت،
برچسب ها: دهنمون سرویسه...، افطار بعد اذون؟؟؟، خخخ..:)،

تاریخ : چهارشنبه 26 تیر 1392 | 01:54 ب.ظ | نویسنده : هورام فاتحی | بذار دلمونو شاد کن...
.: Weblog Themes By SlideTheme :.